تبليغاتX
تنهای تنها

تنهای تنها

اگه يه روز فكر كردي نبودنه يه كسي بهتر از بودنشه ،

چشمات و ببند و اون لحظه اي كه اون كنارت نباشه  را به خاطر بيار. 

 اگه چشمات  خيس شد بدون داري به خودت دروغ مي گي و هنوز دوستش داري.

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آذر 1385ساعت 7:39  توسط حمید  | 

 

دنيا را بد ساخته اند ...

كسي را كه دوست داري، تو رو دوست نداره.

كسي كه تو رو دوست داره، تو دوستش نداري.

اما كسي كه تو دوستش داري و اون هم تو رو دوست داره ، به رسم و آيين زندگي هرگز به هم نمي رسيد

و اين رنج است ...

زندگي يعني اين ...............

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آذر 1385ساعت 7:38  توسط حمید  | 

همیشه غمگین ترین ورنج آورترین لحظات زندگی انسان توسط همان کسی

 ساخته می شود که شیرین ترین و یاد ماندنی ترین لحظات را برای انسان

 ساخته است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385ساعت 8:46  توسط حمید  | 

راز شقایق

راز شـــقایـــق ســـوختــــن اســــت

شـــقایـــق  بــــمان

بــــمان که بـــی تــــو قصـــــه عشــــق از یـــاد قصـــه گـــو خـــواهـــد رفـــت 

بـــمان که عشـــق طـــراوتـــش را بـــه یـــاد تـــو از نو بیـــابـــد

بـــمان کـــه رخســـار عشــــق گلگـــــونــــی اش را از رخ تـــو بـــگیرد

بـــمان شـــقایـــق ،  گل همیـــشه عـــاشـــق

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مرداد 1385ساعت 9:45  توسط حمید  | 

زمانی فرا می رسد که به عشق رسیده ای و زمانی فرا می رسد که به ورای عشق می رسی..زمانی فرا می رسد که پیوند می یابی واز این پیوند لذت می بری .و زمانی خواهد رسید که تنهایی و از زیبایی تنها بودن لذت می بری..اری هرچیز و هرزمانی زیباست..............................

عشق هنری مقدس است...عاشق بودن در پیوندی مقدس بسر بردن است
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 19:0  توسط حمید  | 

کاش

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 18:59  توسط حمید  | 

زندگی

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 18:57  توسط حمید  | 

تو را

 
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 18:56  توسط حمید  | 

دلم گرفته بغض پشت چشمانم پنهان شده و با تلنگری خواهد شکست .....

 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام تیر 1385ساعت 10:30  توسط حمید  | 

عشق يعني يك تبسم بر لب زيباي يار عشق يعني يك ترنم از حنين ناي يار عشق يعني حس نرم اطلسي عشق يعني با خدا در بي كسي عشق يعني همكلام بيصدا عشق يعني بي نهايت تا خدا

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1385ساعت 10:4  توسط حمید  | 

دلم

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم تیر 1385ساعت 19:20  توسط حمید  | 

کاش

 

من با نفسهایم نام تو را خواندم     کاش ای هوس بازم با تو نمی ماندم

در خواب خوش بودی               یک لحظه هرگز بی تو آسوده نیا سودم

روزی که می گفتی من با تو می مانم       وقتی که دانستی من بی تو می میرم

باور نمیکردم           هرگز جدایی را        من آمدم با عشق        این بی وفایی  را 

                   کاش ای هوس بازم با تو نمی ماندم

+ نوشته شده در  شنبه دهم تیر 1385ساعت 10:43  توسط حمید  | 

معشوق واقعی خداست

وقتي دلت گرفت ، وقتي كه دلتنگ شدي، وقتي ديدي هيچكس نيست كه باورت كنه، وقتي فهميدي كسي نيست كه به حرفا و دردو دلات گوش بده، برو كنار پنجره ، پنجره رو باز كن. يه نگاه به آسمون بنداز، فرقي نداره صبح باشه يا شب، آفتابي باشه يا ابري، فقط بهش نگاه كن .ناخداگاه احساس آرامش وجودت را تسخير مي كنه.روحت به پرواز در مياد.ميري تا اون بالا بالاها تا اوج ابرا، كنار مهربوني كه هر چه قدر هم پيشش بموني راضي نميشي كه ازش دل بكني.يه لحظه چشاتو ببند.آروم هواي تازه رو تو ريه هات وارد كن.بذار احساس كني كه دفعه اولته كه داري اينقدر خوب نفس مي كشي. وقتي آروم شدي و فهميدي كه اون قدر تنها نيستي چون يكي هست كه هميشه با توست،اگر اشكات جاري شد بي خيال ، بذار ببارن. اون موقع است كه به آرامش واقعي رسيدي و پشتت واسه مقابله با مشكلات محكم تر شده و حالا با توكل بيشتر به اون بزرگ دوست داشتني مي توني بقيه مسيرت رو ادامه بدي. وقتي پنجره رو مي بندي انگار برگشتي سر جاي اولت،اما اين بار با اميد و توكل بيشتر. سعي كن نه تنها وقتي دلتنگي بلكه هميشه حتي اگه يه ذره هم كه شده به سراغش بري و باهاش درد و دل كني ويادت باشه هيچ وقت پيوند چشاتو با آسمون قطع نكني.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام خرداد 1385ساعت 18:36  توسط حمید  | 

عشق

 یادگرفتم كه عشق با تمام عظمتش 2 - 3 ماه بيشتر زنده نيست ! ياد گرفتم كه عشق يعني فاصله و فاصله يعني دو خط موازي كه هيچوقت به هم نميرسن ! ياد گرفتم در عشق هيچ كس به اندازه خودت وفادارتر نيست... ياد گرفتم همونقدر كه محبت كني، همونقدر ارزشت كم مي شه ! و ياد گرفتم كه هر چه عاشق‌تر ، تنهاتر ! اكنون پلکهاي مرطوب مرا باور کن، اين باران نيست که مي بارد، صداي خسته ي من است که از چشمانم بيرون مي ريزد
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم خرداد 1385ساعت 9:55  توسط حمید  | 

کاش

کاش هرگزنمی دیدمت تاامروزغم ندیدنت رابخورم!

کاش لبخندهایت آنقدرزیبانبودندکه امروزآرزوی دیدن یک لحظه فقط یک لحظه

ازلبخندهای عاشقانه ات راداشته باشم!

کاش چشمان معصومت به چشمانم خیره نمی شدتاامروزچشمان من به یادآن لحظه بهانه گیرندواشک بریزند!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385ساعت 11:15  توسط حمید  |